GorganCSG.ir --- ارائه مقالات و پروژه های دانشجویی: تالار گفتمان

 
انجمن تخصصی :: نمايش موضوعات - دل نوشته ها....«دکتر شریعتی»

دل نوشته ها....«دکتر شریعتی»

 

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر

   انجمن تخصصی صفحه اول انجمن -> ادبی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

admin
مدیريت كل سایت
مدیريت كل سایت

وضعيت: آفلاين
13 بهمن ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 529
امتياز: 15178
تشکر کرده: 8
تشکر شده 15 بار در 12 پست

محل سكونت: گرگان

ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 00:07:19    موضوع مطلب: دل نوشته ها....«دکتر شریعتی» پاسخ همراه با اعلان

عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !

« دکتر علی شریعتی »

_________________
رفیق بی وفا را من کم از دشمن نمیدانم ، سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب   شناسه Yahoo شناسه MSN
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

admin
مدیريت كل سایت
مدیريت كل سایت

وضعيت: آفلاين
13 بهمن ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 529
امتياز: 15178
تشکر کرده: 8
تشکر شده 15 بار در 12 پست

محل سكونت: گرگان

ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 00:14:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با لاله که گفت
از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شده از این غصه که از قصه ی عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می آید ؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه جان سوز ای شمع
کز صحبت تو ، بوی جنون می آید

« دکتر علی شریعتی »

_________________
رفیق بی وفا را من کم از دشمن نمیدانم ، سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب   شناسه Yahoo شناسه MSN

admin
مدیريت كل سایت
مدیريت كل سایت

وضعيت: آفلاين
13 بهمن ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 529
امتياز: 15178
تشکر کرده: 8
تشکر شده 15 بار در 12 پست

محل سكونت: گرگان

ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 3 مرداد ماه ، 1389 00:20:10    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مرا كسي نساخت٬ خدا ساخت٬ نه آنچنان كه كسي مي خواست كه من كسي نداشتم ٬كسم خدا بود٬ كس بي كسان ! او بود كه مرا ساخت آنچنان كه خودش خواست٬ نه از من پرسيد٬ نه از آن "من ديگرم"!
ناگهان خداوند خدا٬ دستهاي بزرگ و زيبايش را٬ دستهايي كه معجزه خلقت و حيات از آن دو سرزده اند در سينه فضا پيش آورد ... كوهي از آتش ٬ آتش ديوانه و گدازان و بيقرار در كف دستهاي وي پديد آمد ...وحشت همه كائنات را ساكت كرده بود.
ناگهان نداي خداوند خدا٬ هستي را در سكوت عدم فرو برد. ندا آنرا بر كوهها و صحراها و درياها عرضه ميكرد٬ هيچيك را از وحشت ياراي پاسخي نبود . دشتهاي پهناور دامن فرا چيدند٬ درياها پا به فرار نهادند٬ همه از برداشتنش سرباز زدند٬ من برداشتم! ما برداشتيم!!
خداوند خدا در شگفت شد و در حاليكه بر چهره اش گل سرخ شادي ميشكفت و شهد محبتي از لبخند زيباي لبانش ميريخت گفت : آه! كه چه سخت ستمكار ناداني!!


« دکتر علی شریعتی »

_________________
رفیق بی وفا را من کم از دشمن نمیدانم ، سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب   شناسه Yahoo شناسه MSN
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   انجمن تخصصی صفحه اول انجمن -> ادبی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 4.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir 

Forums ©


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir